داستان کوه

داستان کوه، داستان پر فراز و نشیب زندگی است.

اولین صعود زمستانی خط الراس پسنده کوه تا قله ی خرسان شمالی - گزارش ضمیمه - به قلم آیدین بزرگی

همان طور که قول داده بودیم گزارش تکمیلی و ضمیمه ی این برنامه را در چند بخش زیر ارائه می کنیم:

اول تقدیر و تشکر از همه ی دوستانی که به ما لطف داشتند، به خصوص دوستانی که با نظرات ارزشمند خودشان به نقد این برنامه پرداختند. همچنین تشکر ویژه دارم از دوستان عزیزم آقای شجاعی و خانم ابریشمی، جناب نصیری، گروه کوهنوردی همت شمیران و دست اندرکاران سایت کوه نامه  و همه ی کسانی که به انتشار این گزارش کمک کردند. 

·        نظرات وبلاگ ها

1-  دوستی اشاره به تعداد نفرات تیم کرده بودند و نظرشان این بود که دو نفر برای اجرای این برنامه تعداد کمی بوده است.

در پاسخ باید بگوییم به نظر ما این موضوع تا حدی درست است ولی مطلق نیست. بهتر بگویم این موضوع تا حد زیادی به سلیقه و دیدگاه ما باز می گردد. من و پویا چندان موافق کرده های سه نفره نیستیم! البته باز هم تاکید می کنم که این نظر ماست. با این حال ما پیش از اجرای برنامه امکان حضور یک کرده ی دو نفره ی دیگر را هم از نظر گذراندیم که متاسفانه نتوانستیم دو نفری را پیدا کنیم که اولا با هم کوهنوردی کرده باشند و در ثانی با ما! از سویی دیگر در اغلب  موارد حادثه، برای امداد رسانی حتی وجود 10 کوهنورد زبده و آماده هم کفایت نمی کند، لذا به نظر ما کرده ی سه نفره حتی با این توجیه هم چندان مفید نبود.

2-  دوستی پرسیدند چگونه داخل جانپناه سیاه سنگ پر از برف بود؟

با توجه به اینکه پنجره این جانپناه شیشه ندارد و البته در آن هم خراب است باد به راحتی برف را داخل آن تل انبار می کند. این برف گاهی حتی در تابستان هم باقی می ماند و تا برف سال بعد دوام می آورد!

3-  در مورد اینکه خط الراس خرسانها قبلا صعود شده است یا خیر نظرات متفاوتی ارائه شده بود، تصور من هم این بود که آقای محمد نوری از مسیر ویرانه کوه خود را به خرسان جنوبی رسانده باشدکه البته این موضوع برای من و پویا هم بسیار عجیب بود، چرا که ما وقتی از روی خرسان شمالی به امتداد مسیر نگاه می کردیم، به نظرمان گذر از آن واقعا شبیه به خودکشی بود! اما حالا این منطقی تر به نظر می رسد که محمد نوری هم که کوهنوردی فوق العاده آگاه و آماده بوده خود را درگیر ویرانه کوه نکرده باشد، آن هم به تنهایی. نمی دانم کسی این خط الراس را در زمستان صعود کرده یا نه ولی اگر کسی آن را انجام داده باشد و زنده مانده باشد واقعا خوش شانس بوده است!

4-  دوستی نقد به جایی کرده بودند در مورد یکی از جملات بخش آخر گزارش، ایشان نوشته اند:

... و در بخش انتهایی جمله ای ناشایست و نابجایی مشاهده کردم. از ما کوهنوردا انتظار میره همونطور که به سنگ و خاک بی جان احترام میزاریم صدها برابر اون به اهالی و بومیان منطقه ای که در حال اجرای برنامه هستیم احترام بزاریم. " مشخص بود که روستا تقریبا متروکه است و بویی از تمدن نبرده " اولا که روستایی که 30 نفر در زمستان سکنه داره متروکه محسوب نمیشه و در خصوص تمدن هم مطالعه کنید حتما نظرتون عوض میشه دوستان.  

حق با ایشان است! البته به هیچ وجه قصد و منظور من توهین و بی احترامی به کسی نبوده است، بهتر بود به جای کلمه ی تمدن از کلمه ی دیگری استفاده می کردم. منظور من پیشرفتهای امروزی و امکانات امروزی بود که درست بیان نشده است. ما با دیدن روستا در لحظه ی اول واقعا شوکه شده بودیم، چرا که خانه ها بسیار ابتدایی و امکانات روستا بسیار کمتر از روستاهای معمولی بود که تا کنون دیده بودیم. به علاوه روستای میانرود که پیش از این روستا قرار دارد، واقعا خالی از سکنه بود، به نحوی که ما در تاریکی شب حتی متوجه آن روستا نشدیم! به هر حال از انتقاد شما سپاسگزارم و از اهالی روستای زیبای درجان نیز عذرخواهی می کنم.

5-  در مورد جی پی اس و مسیر صعود باید بگویم ما مسیر را بر روی جی پی اس ثبت نکردیم یا به اصطلاح مسیر را Track نکردیم. چرا که واقعا لزومی به این کار نبود. در واقع در کل برنامه از جی پی اس فقط یک بار استفاده کردیم و تنها نقاطی که از پیش روی آن ثبت شده بود، مختصات دو جانپناه سیاه سنگ و خرسان بود. اما مسیر با توجه به اینکه روی یک خط الراس است کاملا مشخص می باشد و تمام نقاط و مسیر آن را می توان از نرم افزار  Google Earth به دست آورد (ما هم مختصات جانپناهها را از همین طریق پیدا کردیم). تنها نقطه ی گنگ و دشوار این خط الراس برای پیمایش، مسیر سیاه سنگهاست که البته بهتر بود ما آن را در جی پی اس ثبت می کردیم که نکردیم. اما به خصوص برای زمستان مسیر مطلقی نمی توان برای آن تعریف کرد، ما هم با توجه به توان خودمان و شرایط برف سعی کردیم بهترین مسیر را برگزینیم که الزاما در همه ی قسمتها همان مسیری نبود که تابستان ها پیموده می شود.

 

·        ابزار صعود

 

ابزار شخصی آیدین

1.  جوراب دو جفت(یک جفت داخل کوله به وزن 100 گرم)

2.  شلوار لایه ی یک + لایه ی دو (پلارتک) + شلوار گورتکس که از ابتدا تا انتهای برنامه به تن داشتم.

3.  پیراهن لایه ی یک + لایه ی دو (پلارتک) که از ابتدا تا انتهای برنامه به تن داشتم.

4.  کاپشن گورتکس(300 گرم)

5.  کت پر(1200 گرم)

6.  گتر

7.  کفش دو پوش مدل Lasportiva Spantic

8.  کرامپون کلاسیک مجهز به لایه ی ضد برف (Anti-snow)(900 گرم)

9.  دستکش لایه اول یک جفت

10.                     دستکش پر مدل گایا یک جفت(400 گرم)

11.                     عینک معمولی یک عدد

12.                     کلاه طوفان یک عدد(100 گرم)

13.                     گتر گردن یک عدد

14.                     کیسه خواب پر با درجه ی آسایش منفی 7 درجه 900 گرمی مدل Mountain Hardware(900 گرم)

15.                     کوله پشتی مدل Millet expedition 65+15 بدون روکش کوله (1450 گرم)

16.                     چراغ پیشانی مدل Petzl Tika  با باتری نو بدون باتری اضافی(200 گرم)

17.                     هارنس سبک هیمالیانوردی از مدل های Black diamond(300 گرم)

18.                     هشت فرود + دو عدد کارابین پیچ + کوییک درا (اسلینگ) یک عدد + یک عدد تسمه ی خود حمایت(مجموعا 500 گرم)

19.                     تبر یخ مدل  Petzl Charlet مجهز به چک کش یک عدد(700 گرم)

20.                     باتون یک عدد

21.                     زیر انداز مدل Thermarest تخم مرغی یک عدد(300 گرم)

ü      برای مثال وزن وسایل شخصی من که معمولا در کوله قرار داشتند و حمل می شدند حدود 8 کیلو گرم می شد. در ادامه وزن وسایل عمومی و غذاها هم به این وزن اضافه شده است!

ü      اما وسایلی که من به همراه نداشتم ولی معمولا در برنامه ها نفرات به همراه خود می آورند:

کلاه معمولی(غیر طوفان)( 50 گرم)، دستکش گورتکس سه یا پنج انگشتی و روکش دستکش( 300 گرم)، کیسه خواب خیلی سنگین(1300 گرم)، باتری اضافه(100گرم)، عینک طوفان(200 گرم)، کاپشن پلار(300 گرم)، هارنس معمولی سنگین(100 گرم) بنابراین من در وسایل شخصی تقریبا 2300 گرم بار کمتری از حالت معمول داشتم.

 ابزار شخصی پویا

1.  جوراب دو جفت

2.  شلوار لایه ی یک + لایه ی دو (پلارتک) + شلوار کورتکس که از ابتدا تا انتهای برنامه به تن داشت.

3.  پیراهن لایه ی یک + لایه ی دو (پلارتک) که از ابتدا تا انتهای برنامه به تن داشت.

4.  کاپشن گورتکس

5.  کاپشن پلار ضد باد

6.  کت پر

7.  کفش سه پوش مدل Raichel

8.  کرامپون هفت گوهر مجهز به لایه ی ضد برف (Anti-snow)

9.  دستکش لا یه اول یک جفت

10.                     دستکش گورتکس پنج انگشتی مدل   Milletیک جفت

11.                     دستکش پر  مدل گایا یک جفت

12.                     عینک معمولی یک عدد

13.                     عینک طوفان یک عدد

14.                     کلاه طوفان یک عدد

15.                     گتر گردن یک عدد

16.                     کیسه خواب پر با درجه ی آسایش منفی 12 درجه 2200گرمی مدل   Camp 1100

17.                     کوله پشتی مدل Black Diamond 65+10

18.                     چراغ پیشانی داخل چادر با باتری نو و بدون باتری اضافه

19.                     چراغ پیشانی برای راهپیمایی مدل Black Diamond  با باتری نو بدون باتری اضافی

20.                     هارنس سبک هیمالیانوردی از مدل های Black diamond

21.                     هشت فرود + دو عدد کارابین پیچ + کوییک درا (اسلینگ) یک عدد + یک عدد تسمه ی خود حمایت

22.                     تبر یخ مدل  Lucky مجهز به بیلچه یک عدد

23.                     باتون یک جفت

24.                     زیر انداز مدل Thermarest تخم مرغی یک عدد

ü      کوله ی پویا هم وضعیتی مشابه کوله ی من داشت، به همین دلیل از محاسبه ی وزن آن صرف نظر کردیم!

 

·        ابزار عمومی و فنی

1.  طناب 50 متری ضد آب، هشت میلیمتر (نیم طناب) یک حلقه که برای صعود به صورت دولا استفاده می شد.(1500 گرم)

2.  کیل متوسط 3 عدد(100 گرم)

3.  ترایکم متوسط 2 عدد(100 گرم)

4.  میخ برگه ای کوتاه 1 عدد(50 گرم)

5.  طنابچه ی بلوک 10 میلیمتر 7 متر(100 گرم)

6.  بلوک های کوتاه 5 میلیمتر و 7 میلیمتر 3 عدد(100 گرم)

7.  بیل برف بدون دسته مدل Grivel یک عدد(300 گرم)

8.  چادر مدل V24 north face  یک عدد بدون میخ و زیر انداز(4 کیلو گرم)

9.  چراغ خوراک پزی مدل Kovea alpine pot یک عدد(400 گرم)

10.                     کپسول ایزوبوتان- پروپان مدل  Kovea 4 عدد(1500 گرم)

11.                     ظرف غذا خوری مدل  Trangia شامل یک قابلمه ی دونفره + یک کتری دو نفره(300 گرم)

12.                     قاشق دو عدد + چاقو مدل  Petzl یک عدد +  لیوان یک عدد(300 گرم)

13.                     فلاسک نیم لیتری یک عدد + ظرف یک لیتری فلزی برای آب یک عدد(600 گرم)

14.                     نخ دندان یک عدد

15.                     کبریت دو بسته

16.                     دستمال جیبی بسته های ده تایی ده عدد

17.                     دوربین دو عدد مدلهای Gopro , Canon G11(مجموعا 1 کیلو گرم)

18.                     جی پی اس مدل  Garmin Hcxیک عدد با باتری نو بدون باتری اضافی(300 گرم)

19.                     کمکهای اولیه فقط در حد نیاز(300 گرم)

ü      بنابراین وزن وسایل عمومی ما حدودا 10 کیلو گرم بود، یعنی به ازای هر نفر 5 کیلو گرم، با اضافه شدن این بار، وزن کوله ی من حدودا به 13 کیلو گرم می رسید.

ü      اما وسایلی که ما به همراه نداشتیم ولی معمولا در برنامه ها نفرات به همراه خود می آورند:

ابزرا فنی اضافه شامل انواع میانی(500گرم)، استفاده از طنابهای با قطر بالا که ضد آب نیستند(1000 گرم)، دسته ی بیل برف(300 گرم)، میخ و زیر انداز چادر، اجاقهای پر مصرف (برای اجاق ما و برای هر سه روز و نیم فقط یک کپسول کافی بود در حالی که اجاقهای معمولی تقریبا هر دو روز یک کپسول استفاده می کنند)، ظروف غذا خوری سنگین، لیوان اضافه (ما فقط یکی داشتیم و از در فلاسک هم استفاده می کردیم)، چاقوی اضافه، وسایلی مثل مسواک و خمیر دندان و آینه و ... ، فلاسک بزرگ و اضافه تر از نیاز، به این ترتیب تقریبا وسایل عمومی ما 3 کیلوگرم از حالت معمول سبک تر بود، یعنی به ازای هر نفر یک و نیم کیلو گرم.   

·        لیست مواد غذایی

صبحانه: دو عدد نان لواش تمیز شده (بدون لبه ها و قسمتهای خمیری بی استفاده!)، با توجه به شناختی که از یکدیگر داشتیم برای هر روز صبحانه یک عدد پنیر 200 گرمی یا مربا و یا عسل 200 گرمی به همرا ه داشتیم، برای هر صبحانه و هر فلاسک چای، یک عدد چای کیسه ای. وزن صبحانه برای هر روز تقریبا 400 گرم برای دو نفر در نظر گرفته شده بود. مجموعا 3200 گرم برای 8 روز کامل.

ناهار: برای ناهار فقط تنقلات به همراه داشتیم. برای هر روز ناهار از ترکیب یک بسته پاستیل و یک بسته چیپس، بیسکوییت و پسته و بادام و تخمه (همه به صورت مغز شده بدون پوست و آشغال اضافه!) استفاده می کردیم. وزن ناهار برای هر روز تقریبا 400 گرم برای دو نفر در نظر گرفته شده بود! مجموعا 3200 گرم برای 8 روز کامل.

شام: یک عدد کنسرو برنج آماده ی 300 گرمی+ یک عدد خورشت آماده ی تقریبا 300 گرمی(تنوع غذاها نسبتا بالا بود و فقط یک وعده کالباس به همراه داشتیم که نیازی به برنج نداشت)+ یک عدد نان لواش. مجموعا برای هر شب وزن شام حدود 900 گرم در نظر گرفته شده بود، مجموعا 7200 گرم برای 8 روز کامل.

سایر اقلام غذایی: لواشک، شکلات، پودر آبمیوه، ویتامین C، کافی میکس برای هر روز هر دو نفر تقریبا یک عدد (مجموعا 10 عدد)، زیتون پرورده 200 گرمی یک بسته، ترشی و آبلیمو، سوپ و نودل 3 عدد، پنیر پیتزا 100 گرم، کیک و کلوچه و کمپوت و ...، مجمع وزن این اقلام کمتر از 5 کیلو گرم می شد!

بنابراین مجموع وزن غذاهای همراه ما حدودا 19 کیلو گرم بود یعنی به ازای هر نفر تقریبا 10 کیلو، با اضافه شدن این بار به کوله ی من وزن آن حدودا 23 کیلو می شد.

با احتساب وسایل شخصی و آب و خرده ریزهای جا افتاده، کوله ی من کمتر از 25 کیلو وزن داشت، کوله ی پویا هم کمتر از 27 کیلو، ولی ما هیچ چیز کم نداشتیم، بلکه فقط حساب شده و گرم به گرم وسایل خود را سبک کرده بودیم.  

·        زمانبندی اولیه ی صعود

روز اول: صعود تا پیش از قله ی پسنده کوه حدود 8 ساعت

روز دوم: صعود تا قله ی پسنده کوه و ادامه ی مسیر تا گردنه ی مارشنو

روز سوم: صعود تا گردنه ی سیاه سنگ

روز چهارم: صعود تا جانپناه سیاه سنگ

روز پنجم: صعود تا قله ی علم کوه و جانپناه خرسان

روز ششم: عبور از خرسانها و احتمالا برقراری کمپ روی گردنه ی هفت خوان

روز هفتم: پیمایش نیمی از خط الرااس هفت خوانها

روز هشتم: پیمایش خط الراس هفت خوانها

روز نهم: اتمام خط الراس هفت خوان ها و بازگشت تا درجان

روز دهم و احتمالا یازدهم: به عنوان روزهای اضافی و مواجهه با هوای خراب

·         ما با تخمین حدود ده روز برنامه برای 8 روز کامل سوخت و غذا به همراه خود بردیم!

·         ما خط الراس خرسانها را دست کم گرفتیم! چرا که فکر می کردیم احتمالا سنگهای خرد آن به خاطر برف و سرما یخ زده اند و اصلا انتظار برف پودری را نداشتیم! ولی اگر این خط الراس به جای ریزشی بودن یک خط الراس معمولی با همان تیغه ها و افت و خیز ها باشد، یک یا حداکثر یک و نیم روز زمان برای پیمایش آن در زمستان کافی خواهد بود، چراکه خط الراس کوتاهی است.

·        زمانبندی واقعی صعود

روز اول- شنبه 21 بهمن: حرکت از تهران به ونداربن و استقرار در قرارگاه ونداربن

روز دوم- یکشنبه 22 بهمن: آغاز حرکت ساعت 4 صبح از قرارگاه ونداربن، ساعت 17 صعود قله ی پسنده کوه، ساعت 18 برقرای کمپ روی گردنه ی مارشنو

روز سوم-دوشنبه 23 بهمن: حرکت ساعت 8 صبح، ساعت 14:30 صعود قله ی چالون اصلی، ساعت 17 برقرای کمپ روی گردنه ی سیاه سنگها

روز چهارم- سه شنبه 24 بهمن: حرکت ساعت 9 صبح، ساعت 13:30 جانپناه سیاه سنگ، ساعت 16:30 قله ی علم کوه، ساعت 17:30 جانپناه خرسان

روز پنجم- چهارشنبه 25 بهمن: حرکت ساعت 9:30، ساعت 13:30 قله ی خرسان شمالی، ساعت 17 جانپناه خرسان

روز ششم- پنجشنبه 26 بهمن: حرکت ساعت 10 صبح، ساعت 12 کف یخچال نگین، ساعت 20 روستای درجان، ساعت 22 شهر تنکابن،

روز هفتم- جمعه 27 بهمن: ساعت 4 صبح تهران!

و اما نمای کلی مسیر:


برچسب‌ها: آیدین بزرگی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۲ساعت 19:55  توسط رامین شجاعی  |