داستان کوه

داستان کوه، داستان پر فراز و نشیب زندگی است.

سوال و پاسخ – 2

چرا از باربر ارتفاع برای پشتیبانی استفاده نشد؟ چرا که علت این حادثه نداشتن باربر ارتفاع قوی جهت امداد رسانی بود.

این پرسش بر این عقیده بنا نهاده شده است که می بایست همزمان با رسیدن تیم به قله یک تیم پشتیبانی به قله برسند و به تیم ما کمک کنند. و یا اینکه در روزهای بعد و زمانی که آنها به کمک نیاز داشتند خود را به آنها برسانند.

اولا برنامه ما باربر ارتفاع نداشت. این تصمیمی بود که از ابتدا گرفته بودیم. نه به خاطر شرایط مالی بلکه چون به قول آیدین می خواستیم روی پای خودمان بایستیم. این پنجمین برنامه من در هیمالیا بود و تا حالا حتی 1 کیلو از بارم  را باربر ارتفاع حمل نکرده است. حتی در برنامه هایی که مشکل مالی به هیچ وجه وجود نداشته از گرفتن باربر ارتفاع امتناع کرده ایم. هر کاری بوده به وسیله خود تیم انجام گرفته است. همه افراد تیم با من کاملا هم عقیده بودند.

اما بیایید فعلا این موضوع را کنار بگذاریم و ببینیم در صورتیکه می خواستیم برای پیشگیری از حادثه از باربر ارتفاع استفاده کنیم به چه تعداد باربر ارتفاع نیاز داشتیم و از آنها چه کاری بر می آمد.

تنها اکنون و بعد از برنامه است که می دانیم تیم روز سه شنبه 5 بعد از ظهر به قله رسید. اما طبیعتا نمی توانستم قبل از برنامه از این موضوع اطلاعی داشته باشم. بنابراین می بایست برای همه احتمالات چاره ای بیندیشم. توجه کنید باربران ارتفاع در بهترین شرایط، یعنی بیمار نشدن، هم هوا شدن، سرمازده نشدن و غیره هیچ کدامشان حاضر نیستند در فاصله ای اندک دوبار به قله صعود نمایند. ( مثلا وقتی از سرور و اصغر خواستم که برای جستجو و امداد تا قله بروند صریحا اعلام کردند که فقط یکبار تا قله خواهند رفت و دیگر نمی توانند قانقا را برای صعود به قله در آن فصل همراهی کنند.)

حال فرض کنید ما دو باربر بسیار قوی داشتیم؛ در آن صورت اولین برنامه پشتیبانی که برای آنها می ریختم دقیقا همان بود که خود ما انجام دادیم. یعنی اینکه آنها می بایست روز دوشنبه خود را به قله برسانند. اما روز دوشنبه به دلیل خرابی هوا بر می گشتند یعنی دقیقا همان کاری که من و لهستانی ها انجام دادیم. به شما اطمینان می دهم هیچ باربر ارتفاعی بعد از یک تلاش تا نزدیکی گردنه 7800 متر در کمپ 3 باقی نمی ماند و به کمپهای پایین تر باز می گردد. در نتیجه می بایست دو باربر دیگر هم می داشتیم که روز سه شنبه به قله بروند. اما آنها در صورت صعود حداکثر ظهر سه شنبه به قله می رسیدند (اصغر و سرور ساعت 10:30 صبح به قله رسیدند) و به شما اطمینان می دهم هیچ باربر ارتفاعی حاضر نیست تا ساعت 5-6 بعد از ظهر در سر قله بماند و خطر بازگشت در تاریکی را بپذیرد. (توجه کنید این دو باربر احتمالی وسایل شب مانی به همراه ندارند).

به همین ترتیب می بایست برای روزهای چهارشنبه، پنج شنبه، و جمعه نیز یک گروه پشتیبان در نظر بگیرم تا در صورتیکه هر یک از گروه های قبلی نتوانست به بچه ها کمک برساند گروه بعدی بتواند جای آنها را بگیرد.

به این ترتیب می بایست 10 باربر ارتفاع خوب داشته باشیم که قادر به صعود قله باشند. اگر می خواستیم حسابی محکم کاری کنیم می بایست هر گروه را به جای 2 نفر، 3 نفر در نظر بگیریم. چرا که همانطور که عزیز، باربر ارتفاع پاکستانی، حاضر نشد به تنهایی بالاتر از کمپ 3 برود، و یک بار هم که قرار بود در کنار افشین صعود کند به دلیل برف کوری از نزدیک کمپ 3 برگشت، می بایست حساب این احتمالات را هم می کردیم که ممکن است یکی از  آنها به هر دلیل قادر به صعود نباشد و دیگری هم به دلیل تنها شدن از ادامه صعود سرباز زند. بنابراین می بایست 15 باربر ارتفاع در استخدام داشته باشیم.

از طرف دیگر کسانی که در پاکستان کوهنوردی کرده اند می دانند که اغلب باربران ارتفاع پاکستانی به هیچ وجه قابل اتکا و اطمینان نیستند  و بسیاری از آنها حداکثر تا کمپ 3 صعود می کنند و باز می گردند. بنابراین می بایست از نپال شرپا استخدام می کردیم. علاوه بر خرج برنامه، بلیط، مقداری وسایل شخصی و فنی، و مواد غذایی این شرپاها (جمعا 7000 دلار) بین 2000 تا 18000 دلار باید به آنها دستمزد بدهیم. بله، شرپاهای خوب تا 18000 دلار دستمزد می گیرند. بنابراین می بایست 105000 دلار خرج برنامه (برای 15 شرپا) و به فرض دستمزد متوسط 10000 دلار 150000 دلار دستمزد آنها را در نظر بگیریم.

چنانچه مشاهده می کنید قبل از برنامه اگر می خواستیم فقط باربر ارتفاع استخدام کنیم که در روز قله به ما کمک نمایند می بایست 255000 دلار هزینه می کردیم. ما نه چنین پولی داشتیم و نه اعتقادی به استخدام باربر که بخواهیم به دلیل نداشتن این مبلغ از برنامه صرف نظر کنیم.

به نظر من اگر کسانی بخواهند با امید به باربران "بسیار قوی" ارتفاع اقدام به صعود ایمن نمایند چاره ای جز این ندارند که چنین مبالغی را هزینه کنند. فکر می کنم عملی نبودن تامین چنین مبلغی مشخص است و نیازی به توضیح بیشتری ندارد. اگرچه آمار کشته های متعدد در اورست که همه تیم ها بهترین شرپاها را استخدام می کنند، نشان داده است حتی داشتن بهترین باربران هم نمی تواند ایمنی صد در صد را تضمین نماید. در نتیجه شاید بهتر باشد این افراد رشته ورزشی دیگری را انتخاب کنند


برچسب‌ها: برودپیک 92
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 11:2  توسط رامین شجاعی  |